استفاده از الفاظی سخیف که مبین ناهنجاریهای اجتماعی و رفتاری است و نسبت دادن آن به یک شخصیت شناخته شده کشور، اتفاق عجیبی است که معمولاً در محلات ناهنجار شهرها یا در میان خلافکاران متجاهر هم، به کار نمیرود و اگر به کار میرود، توسط خلافکاران و خطاب به یکدیگر است نه از تریبونی که مخاطب جهانی دارد و برای همیشه ثبت میشود.
رئیسجمهوری، هر شخصی که باشد، عصاره و برگزیده یک ملت است. توهین و استفاده از الفاظ سخیف، نسبت به هر شهروندی جرم است و نسبت به کسی که با رأی ملت برگزیده شده، قطعاً اهانت به برگزیده و برگزینندگان است. چگونه میتوان باور کرد که کسانی که به یمن شرایط، از عناوین متعدد عضو هیات علمی این دانشگاه و آن پژوهشگاه و تالیفات و تقریرات و … برخوردارند و باید با رفتار و گفتارشان شأن و جایگاه خود را نشان دهند و مردم را به اخلاقمداری و پرهیز از رذائل دعوت کنند، خود کلماتی به کار ببرند که خانوادهها، از فرزندان خود به خاطر روشنبودن تلویزیون خجالت بکشند؟! مگر اینکه بپذیریم باز دوران انتخابات است و موسم «رفع القلم»!
چه نیکو بود اگر برخی مدعیانی که خود را حکیم دو عالم و حل المسائل جهان ناسوت و لاهوت میدانند، اگر فرصتی نیافتهاند که باب هشتم گلستان سعدی (در آداب سخن) را بخوانند، لااقل بخت یارشان باشد که باب چهارم را (در فوائد خاموشی) از نظر بگذرانند.