برجام امید را زنده کرده ‌است

ناصر هادیان- دستاوردهای برجام را می‌توان به ۵ دستاورد عمده تقسیم کرد. گروهی از این دستاوردها مستقیماً در متن توافق هسته‌ای به دست آمده‌است و گروهی از آنها از تبعات و آثار این توافق بوده‌اند.

اولین دستاورد برجام برجام شکستن یک بن‌بست استراتژیکی بود که ما درون آن قرار گرفته‌بودیم. این بن‌بست پس از برجام کاملاً شکسته شد. این یک راه که یک سر آن جنگ بود و سر دیگر آن تحقیر و تسلیم و عقب‌نشینی، این مسیر شکسته‌شده‌است و اکنون ایران در شرایط انتخاب قرار دارد.

دستاورد دوم برجام را می‌توان Desecuritization یا غیرامنیتی سازی ایران در فضای سیاست خارجی بود. من ادعا نمی‌کنم که ایران اکنون کاملاً غیرامنیتی شده در منطقه و فضای بین‌الملل، اما ایران در مسیر غیرامنیتی گام برداشته‌است.

غرب و به طور اخص آمریکا موفق شده‌بود ما را به صورت موفقی امنیتی‌سازی کند. از اصلی‌ترین نمودها و شاخص‌ها و نمودهای این امنیتی‌سازی، قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد بود. این قطعنامه‌ها بسیار برای ایران خطرناک بود، می‌توانست بهانه‌ای برای تهاجم نظامی به ایران قرار بگیرد. می‌توانست عاملی برای توسعه و تقویت تحریم‌های سخت اقتصادی علیه ایران شود.

فقط کافی است من یک مثال بزنم از آثار این بن‌بست استراتژیک و امنیتی‌سازی ایران آگاه شویم. قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد، شرایط و زمینه‌هایی را پدید آورده‌بود، که آمریکایی‌ها در خاک کشورشان گروهی قوانین داخلی تصویب می‌کردند و تعداد زیادی دیگر از کشورهای جهان بدون هیچ توجیه حقوقی یا عقلانی از قوانین داخلی آمریکا پیروی می‌کردند. برجام توانست این زمینه‌ها را از بین ببرد.

البته این را هم نباید فراموش کرد که کسانی که با ایران خصومت دارند از کارهای خود دست برنداشته‌اند و هنوز هم تلاش می‌کنند تا بهانه‌هایی برای امنیتی‌سازی ایران به دست بیاورند، حالا چه بهانه‌ای مثل حقوق بشر یا بهانه‌ای همچون موشک‌ها و غیره. اما این مخالفان و مخاصمان هم شرایط سختی در پیش رو دارند، و برجام باعث شده است که در مسیر امنیتی سازی ایران با مشکلات بیشتری مواجه شوند.

از سوی دیگر این را هم نباید فراموش کرد که برجام برای غیرامنیتی سازی ایران، پایان راه نیست. ما هم حالا بعد از آغاز اجرای توافق هسته‌ای باید تلاش خودمان را دو چندان کنیم. مخالفان خود را شناسایی کنیم، نیروهایی که به صورت بالقوه توانایی اتحاد با ما را دارند پیدا کنیم و آنها را سازماندهی کنیم، بسیج کنیم و دشمنان خودمان را تضعیف کنیم.

سومین دستاورد برجام نرمالیزیشن (Normalization)، یا عادی سازی است. عادی‌سازی را اینجا من به دو معنی به کار می‌برم. اولین معنا این بود که چهره ایران به عنوان یک دولت-ملت غیرعادی یا ابنورمال ترسیم شده‌بود. تصویری که از ایران ساخته‌شده‌بود این بود که در ایران هر روز تظاهرات‌های برگزار می‌شود که مردم در آن شعار مرگ بر آمریکا می‌دهند، مرگ بر فلان و بهمان می‌دهند، روی موشک‌های‌شان می‌نویسند اسرائیل باید محو شود، هولوکاست را انکار می‌کنند یا مثلاً ایرانی‌ها ادعا می‌کنند که حملات تروریستی به برج‌های دوقلو کار خود آمریکا بود. این گزارش‌ها و تصویرسازی‌ها باعث تصوری از ایران شده‌بود که برای بخش مهمی از مردم دنیا بسیار غیرعادی و ابنرمال بود. اما برجام باعث شد که این تصویر تغییر کند. حضور آقای روحانی، حضور آقای ظریف و دیگر اعضای تیم هسته‌ای، مصاحبه‌ها، صحبت‌ها و سخنرانی‌هایی که کردند، باعث شد که این تصور که ایران نوعی کشور عجیب و غیرعادی است تغییر کند. مردم جهان دیدند که مقامات ایرانی افرادی هستند که حرف‌های عادی می‌زنند، رفتار عادی و متعارف دارند و این باعث شد که در ذهن مردم جهان تصویری عادی از ایران و مقامات ایرانی شکل بگیرد.

معنای دیگر نرمالیزیشن این است که بعد از برجام موفق شدیم روابط دوجانبه خود را با دیگر کشورهای جهان بهبود بدهیم. امروز بسیاری از کشورها هیات‌های اقتصادی و سیاسی خود را به ایران اعزام می‌کنند و از هیات‌های بزرگ تجاری و سیاسی ایرانی میزبانی می‌کنند. این نشان می‌دهد که بر خلاف سال‌های گذشته، شرایط روابط سیاسی، تجاری و اقتصادی ایران با کشورهای مختلف جهان در حال بهبود است و کشورهای مختلف با آغوش باز از روابط با ایران استقبال می‌کنند. یادداشت‌های تفاهم متعددی امضا شده‌است. البته درست است که مشکلات مالی و بانکی برای تأمین منابع بسیاری از این تفاهمنامه‌ها وجود دارد، اما این مسائل هم به تدریج در حال حل است و امید بسیار زیادی وجود دارد.

دستاورد چهارم برجام، نکته‌ای است که از مواد توافق هسته‌ای و برجام بود و مستقیماً در متن توافق به آن اشاره شده‌است. این نکته تنها دستاوردی است که نه در حاشیه برجام، بلکه مستقیماً بر اثر نص صریح برجام به دست آمده‌است. نباید فراموش کرد که فروش نفت ایران به سطح بسیار نازلی رسیده‌بود. ما امکان فروش نفت نداشتیم، قرار بود صادرات نفت خام ما کم کم به صفر برسد. نه امکان فروش و صادرات محصولات‌مان را در بازارهای جهانی داشتیم و نه امکان واردات بسیاری از کالاها وجود داشت. واردات بسیار پرهزینه انجام می‌شد، از مسیرهای غیرعادی و غیررسمی کالاها را خریداری می‌کردیم که هزینه بسیار زیادی بر کشور وارد می‌کرد.

اگر بخواهم شرایط کنونی روابط تجارت خارجی ایران را با مثال تشریح بکنم، آن را می‌توانم با بازاری مقایسه کنم که دچار رکود شده‌است. شما اگر از یک دکان‌دار در یک بازار راکد سؤال کنید که وضع چگونه است ممکن است جواب بدهد که اینجا گرد مرگ پاشیده‌اند. نه کسی می‌آید و نه کسی می‌رود. اما شرایط بعد از برجام به این حالت شده‌است که دست کم رونق به شکل ظاهری به بازار برگشته‌است، انگار که در بازار مثالی ما مشتری‌ها کم کم به فروشگاه‌ها رجوع می‌کنند، رفت و آمد می‌کنند، قیمت‌ها را می‌پرسند و با جیب خودشان می‌سنجند.

امید به میان فروشندگان و خریداران بازگشته‌است. امروز وضعیت به گونه‌ای است که خریدار با امید نزد بانک می‌رود و برای خرید وام می‌خواهد و بر خلاف گذشته که بانک عبوسانه دست رد به سینه مشتری می‌زد، امروز بانک‌ها هم با چهره‌های گشاده می‌گویند که اندکی فرصت لازم است، هنوز برخی موانع جزئی باقی مانده‌است تا حل شوند، اما امکان حل آن وجود دارد. در شرایطی که چنین رونقی، هر چند بگوییم ظاهری به وجود آمده‌است، دیگر نمی‌توان گفت که هیچ اتفاقی نیافتاده و شرایط همان شرایط پیش از برجام است.

نمی‌توان واقعیت‌ها را نادیده گرفت. باید رونق را دید، اگر بخواهیم تمرکز کنیم که تفاهم انجام شده اما هنوز به نتیجه نرسیده و تجارت از سر گرفته نشده، این کل واقعیت نیست. هر چند تعدادی از تفاهم‌های تجاری و اقتصادی بعد از برجام هم به نتیجه رسیده‌است، بارزترین نمونه‌اش مثال فروش نفت خام است. با این حال ممکن است واقعیت این باشد که درست است که پس از برجام رونق اندکی به تجارت خارجی بازگشته‌است، اما شاید بتوان گفت که تا آن حد که انتظار می‌رفت هنوز رونق نگرفته‌است. مهم این است که با وجود اینکه خیلی از تفاهم‌ها هنوز عملی نشده‌است، اما تحولات عمده‌ای در مسیر تجارت خارجی ایجاد شده‌است. عملاً می‌توان گفت که راهش تجارت با خارج از کشور باز شده‌است.

پنجمین دستاورد این است که امکان کمک به دوستان فرامرزی ایران، بیشتر از گذشته فراهم شده‌است. امروز ما نسبت به گذشته فعالانه‌تر از گذشته فعالیت می‌کنیم. در عراق، افغانستان، یمن و لبنان، الآن این امکان برای ما فراهم شده‌است که فعالانه حضور داشته‌باشیم و از دوستان و نزدیکان فکری و سیاسی خود دفاع کنیم. قبل از برجام عمده انرژی دستگاه سیاست خارجی ما مصروف پرونده هسته‌ای بود. اما الآن این امکان فراهم شده‌است که از دوستان خودمان حمایت کنیم و در وضعیت آشفتگی و ناامنی که در منطقه به وجود آمده‌است، این امکان را پیدا کرده‌ایم که برخوردهای معقولانه‌تر و فعالانه‌تری داشته‌باشیم و در صدد مهار این وضعیت آشفته بر بیاییم.
منبع: روزنامه الکترونیک امیدایرانیان

افزودن نظر جدید