- کد مطلب : 8997 |
- تاریخ انتشار : 21 شهریور, 1394 - 09:52 |
- ارسال با پست الکترونیکی
طنز/ توافق بر سر انحلال آمريكا در آلماتي!
20 شهریور 94
ساعت 6:52 صبح
دیشب شب عجیبی بود. مجلس سنای آمریکا داشت در مورد توافق رأیگیری میکرد. همه بیدار بودیم. در کمیسیون بررسی برجام مجلس جمع شده بودیم. راست و چپ، تندرو و اعتدالی، همه آنجا بودیم. داشتیم مراسم را نگاه میکردیم. در مجلس سنای آمریکا همه نوبت میگرفتند و صحبت میکردند. جلیلی گفت: «اینا صحبت نمیکنن که. فقط وقت تلف میکنن. همه صحبتها رو ما کردیم تموم شد.» هر بار که یکی از نمایندگان مخالف توافق در سنا صحبت میکرد و گاف میداد، جواد و صالحی و عراقچی و تخت روانچی و بعیدینژاد جیغ و هورا میکشیدند و میخندیدند. رسایی گفت: «ای کاش به حرف نمایندگان دلنگران داخلی خودمون گوش میکردید آقایون. کاش اینقدر دلداده غرب نبودید!» ظریف از جایش بلند شد و فریاد زد: «هیچ وقت با یه وزیر ایرانی اینطور صحبت نکن!» رسایی گفت: «واقعا متأسفم. تحمل یه انتقاد تخصصی و فنی به برجام رو هم ندارید.» ابوترابیفرد از آن طرف گفت: «آقای رسایی شما انتقاد فنی نکنی نمیشه؟» رسایی با عصبانیت گفت: «رسایی نه! سناتور رسایی!» زاکانی گفت: «راست میگه! شأن مجلس رو رعایت کنید آقای ابوترابی فرد».
جلیلی سرش را تکان داد و گفت: «حالا من کاری ندارما ولی این تیم هستهای همه فرصتها رو تبدیل به تهدید کرد. ما هرچی ظرفیت آزاد کرده بودیم اینا اومدن به فنا دادنش. مثلا ما توی آلماتی توافق کرده بودیم که آمریکا اعلام انحلال کنه و به خاک ایران اضافه بشه. آمریکا همه حقوق ایران رو پذیرفته بود هیچی، حتی قبول کرده بود اوباما رو بده به ما بندازیمش توی سانتریفیوژ آی آر 8، بچرخونیمش ببینیم بعد از غنیسازی چه شکلی میشه.» همه زدند زیر خنده. جلیلی خیلی جدی گفت: «باورتون نمیشه نه؟ حتی توافق کرده بودیم توتفرنگی گندههایی که توی آلماتی روی میز بود رو من بردارم. من توتفرنگیهای درشت و خوشمزه آوردم برای ملت ایران. شما چی؟ همه امتیازها، همه توتفرنگیها رو دادید رفت...» همه با تعجب نگاهش میکردند. جلیلی زد زیر گریه و با عصبانیت گفت: «چرا نمیفهمید؟ من خیلی خوبم خیلی! من از همه شما بهترم. من بودم که حق غنیسازی 20 درصد گرفتم. من بودم که نیروگاه ساختم. من بودم که نظریه نسبیت رو اثبات کردم! برجام حق من بود. سهم من بود. مال من بود!» بعد رفت سمت ظریف و فریاد زد: «یالا بگو! یالا بگو همه کارها رو جلیلی کرده! بگو جلیلی از همه بهتره! بگو... بگو...» جلیلی با کمک بروجردی آرام شد و نشست روی صندلیاش.
با هر یک جملهای که نمایندگان سنا میگفتند، کوچکزاده با کنجکاوی ظریف و عراقچی را نگاه میکرد و میپرسید: «چی گفت؟ چی گفت؟» زمانی که یکی از نمایندگان سنا پشت تریبون آمد و گفت:
.«Hello everybody» و باز کوچکزاده با کنجکاوی از عراقچی پرسید: «چی گفت؟ چی گفت؟» ظریف عصبانی شد و گفت: «ای بابا! شما حتی این جمله ساده رو هم بلد نیستی؟!» کوچکزاده دست به سینه نشست و با غرور خاصی گفت: «بنده اکراه دارم کلاس زبان برم!» آقای بروجردی نتوانست جلوی خندهاش را بگیرد و پِخ زد زیر خنده. کوچکزاده با عصبانیت آمد روی میز و گفت: «نخند آقای بروجردی! به من خنده تمسخرآمیز نکن!» جلسه داشت متشنج میشد که زاکانی فریاد زد: «عزیزم اوج نگیر؛ قربونت برم اوج نگیر؛ کوچکزاده جونم اوج نگیررررر!» سناتورهای جمهوريخواه تصمیم گرفتند رأی به کفایت مذاکرات بدهند و رأیگیری پیرامون برجام را آغاز کنند. پرسیدم: «جواد به نظرت رأی میاره یا نه؟» ظریف گفت: «با توجه به شناختی که من از آمریکا دارم، رأی نمیاره! خیالتون راحت!» رسایی گفت: «ای کاش این میزان شناختی که از آمریکا دارید از کشور خودمون هم داشتید آقای ظریف!» ظریف عصبانی شد و فریاد زد: «من دیگه نمیتونم این حرفها رو تحمل کنم.» رسایی سری تکان داد و گفت: «جای تأسفه. دولت راستگویان تحمل انتقاد سازنده و فنی یه سناتور دلنگران رو هم نداره... اینایی که من عرض میکنم حقایقی است که در متن برجام اومده!»
وقایعنگار 20 شهریور 94:
1- برجام از سد کنگره آمریکا گذشت.
افزودن نظر جدید