مذاکره با آمریکا مسئله‌ای عقیدتی یا سیاسی

مذاکره با آمریکا همیشه جزو تابوهای کشور ما بوده است و هر شخصی اجازه ورود به این بحث را نداشته است. در چند وقت اخیر بحث های زیادی در مورد مذاکره با آمریکا مطرح شده است و به نظر می‌رسد که رویکرد ایران به این موضوع در حال تغییر است و دو طرف به مذاکرات تمایل دارند. همچنین تجربه تاریخی نشان داده است که هیچ گاه اختلافات حکومت ها پایدار نبوده و همیشه این مرزها در حال تغییر است.
مذاکره با آمریکا مسئله‌ای عقیدتی یا سیاسی

احمد شیرزاد

مشکل مذاکره با آمریکا این است که این مسئله اساساً به جای اینکه یک مسئله سیاسی تلقی بشود و سنجش اینکه آیا با آمریکا مذاکره کنیم و یا مذاکره نکنیم تبدیل به یک مسئله عقیدتی شده است. در واقع اصل مسئله مذاکره با هر کشور و دولت خارجی در کلیت یک مسئله کاملاً سیاسی است و هیچ ربطی به ارزش ها و عقیده های ملت ها ندارد. برای مثال آمریکا و شوروی سابق در طول دوره جنگ سرد با هم مذاکره کردند و به نظرم حتی گاهی اوقات مذاکراتشان با توافق هم همراه بوده ولی این مذاکرات به این معنا نبوده که آمریکایی ها ارزش های شوروی آن زمان را و بر عکس کمونیست های آن دوره هم ارزش های نظام سرمایه داری را پذیرفته باشند. هر کشوری ارزش ها و ایدئولوژی های خودش را داشته و دارد، ولی به مسئله مذاکرات به عنوان یک موضوع سیاسی در چارچوب منافع خودشان نگاه کرده اند. گاهی ممکن است دو نظام سیاسی در بعضی از زمینه ها با هم اشتراک منافع داشته باشند و همینطور هم تضاد منافع داشته باشند، مهم این است که به خوبی از این منافع مشترک در جهت پیشبرد اهداف استفاده شود.
همچنین تجربه تاریخی در این زمینه نشان می دهد که هیچ گاه این نقاط اشتراک و اختلاف پایدار نبوده و همیشه این مرزها در حال تغییر هستند و همچنین در عین حال نقاط اختلاف و اشتراک جدیدی به وجود می آید. یک مثال خیلی ساده در مورد روابط ایران با امریکا این است که ما همزمان با سقوط طالبان هیچ تردیدی نیست که با آمریکایی ها اشتراک منافع داشتیم، نظام طالبان حضورش در کنار مرزهای ما برایمان ضرر داشت و هم آمریکایی ها از وجود نظام طالبان احساس نا امنی می کردند. بنابراین تغییر نظام طالبانی حاکم بر افغانستان کاملاً می توانست در نقطه مشترک منافع هر دو طرف باشد، مثال دیگر؛ بعد از اینکه عراق به کویت حمله کرد در واقع اشغال کویت به هیچ وجه نمی توانست منطبق با منافع ما باشد کاملا خلاف منافع ما و همه کشورهای غربی بود. هر چند که اشغال عراق توسط کشورهای غربی به اهداف ما همخوانی نداشت. در آن مقطع موضعی که ایران  داشت این بود که نسبت به حمله کشورهای غربی به رژیم صدام و باز پس گیری کویت در واقع نوعی چراغ سبز نشان دادیم و این نشان می دهد که مسئله اشتراک منافع و اختلاف منافع کاملا تابع زمان است و در یک زمان هایی در بعضی از مسائل دو رژیم متخاصم ممکن است کاملا اشتراک منافع پیدا کنند.
عالم سیاست تاکید دارد که به این مسائل نباید به عنوان یک موضوع ارزشی و عقیدتی نگاه کرد. نکته اینجا است که با حکومتی که اختلاف داریم ممکن است در زمینه های دیگر منافع مشترک داشته باشیم و این منافع مشترک به نظرم ضد ارزش نیست. اصولاً همکاری کردن با کشورها ربطی به ارزش ها و اعتقادات ندارد.
مثلاً فرض کنید ما سالها در مسئله خاورمیانه و به دلیل اینکه دشمن مشترکی داشتیم با حکومت سوریه متحد بودیم آیا حالا باید به این مسئله به عنوان یک مسئله ارزش نگاه کرد؟ آیا باید بنا بر اعتقاداتمان از حکومت سوریه دفاع کنیم؟ به نظرم قطعاً چنین چیزی نیست و نخواهد بود.باید دید منافع ما کجا ایجاب می کند که حمایت کنیم و یا حمایت نکنیم. همچنین در همین مورد امروز موضوع خیلی ها مسئله مذاکره کردن یا مذاکره نکردن با آمریکا است، عده ای می گویند باید مذاکره کرد و در مقابل عده ای دیگر می گویند به هیچ وجه نباید پا روی آرمان ها و اعتقاداتمان بگذاریم و مبارزه نمی کنیم. دیدگاه من این است که روابط خارجی باید در چا چوب معیارهای سیاسی باشد. بحث من این نیست که حتماً باید با غرب بنشینیم پای میز مذاکره بلکه می گویم این موضوع یک امر سیاسی است و باید به آن یک نگاه سیاسی داشت نه یک نگاه ارزشی و اعتقادی.
در بیشتر موارد بعضی از دیدگاه ها در داخل کشور با این موضوع به شکل اعتقادی بر خورد می کنند و در مقابل افرادی که گاهی از مذاکره با آمریکا و غرب سخن به میان می آورند ایستادگی می کنند و هیچ انعطافی از خود نشان نمی دهند، دلیل این رفتار از سمت افرادی که با این مسئله به صورت ارزشی برخورد می کنند شاید این است که شالوده های سیستم فکری اش را در وجود دشمنی به نام امریکا قرار داده و همیشه نگرانی این موضوع را دارد که اگر به این شالوده های فکری دچار تغییری شوند اساس نظام اعتقادی اش فرو بریزد.
همچنین معتقدم که ارزش ها برای جناح حاکم در کشور ما تبدیل به الویت اول در هر کاری شده است. سوال من این است که نظام های دیگری که ما با آنها همکاری و رابطه داریم به لحاظ ایدئولوژی و ارزشی مثل ما هستند؟ مثلا ونزوئلا که رابطه خوبی با کشور ما دارد مگر ارزش هایش مثل ارزش های مورد نظر حکومت ما است؟ این حکومت اصولا یک حکومت غیر مذهبی و حتی ضد مذهبی است. مگر روس ها یا چینی ها که با ما روابط بسیار گسترده دارند، ارزش هایشان مطابق با ارزش های ما است  یا  بسیاری از نظام های چپی که با ما رابطه داشتند و دارند،آیا مذهبی هستند؟ چه بسا خیلی از همین نظام های چپ مذهب ستیز هستند اما ما با آنها رابطه داریم، بنابراین می خواهم بگویم واقعا دوستی هایی که همین الان در چارچوب دیپلماسی و نظام سیاست خارجی مان داریم در حال حاضر دوستی های ایدئولوژیک هستند. به همین دلایلی که عنوان شد ممکن است منافع نظام اسلامی ایجاب کند که با آمریکایی ها هم رابطه داشته باشیم و مهم درک این نکته است که آیا ما واقعاً منافع نظام اسلامی برایمان مهم است و یا منافع جناح خاصی را میخواهیم تامین کنیم. متاسفانه مشکل این است که منافع سیاسی یک جناح خاص در الویت است تا منافع سیاسی نظام ایران. افسوس که منافع سیاسی کشور فدای منافع سیاسی یک جناح شده است و این مشکلی است که در کشور روز به روز شاهد گسترش آن هستیم.
نکته دیگر در این زمینه مسئله زمان شناسی در سیاست است. کاری که متاسفانه اکثر سیاستمداران  ما انجام می دهند این است که در هر زمانی هیچ قدمی بر نمی دارند و از فرصت های به دست آمده به خوبی استفاده نمی کنند. جالب اینجاست زمانی  خانم آلبرایت اعتراف کرد به اینکه در ایران مداخله کردیم و دیگر این کار را نمی کنیم، آیا این زمان مناسبی نبود؟  تنها کاری که کردیم دست رد به مذاکرات زدیم و باز هم در زمانی دیگر نیز رئیس جمهور آمریکا دنبال فرصتی بود، که با رئیس جمهور ایران ارتباط برقرا کند ولی ایران دست رد به سینه آنها زد. باید این مسئله را مد نظر قرار دهیم که در زمان مناسب قدم مناسب را برداریم.
همچنین به نظر می رسد روابط بین کشورها مثل روابط دو همکار با هم و یا دو دوست نیست، چرا که همیشه این موضوع اشتباه برداشت می شود که مذاکره با آمریکا به معنای این است که دو طرف با هم دست اخلاص بدهند در صورتی که به هیچ وجه اینگونه نیست و هر کشوری منافع خود را در عرصه بین الملل جستجو می کند. به هر حال هر حکومتی در بازار سیاست جهانی سعی می کند از ابزارهای قدرت خودش برای منافع اش بهره برداری کند.

افزودن نظر جدید