واژه ها را به پناهگاه ببریم!

سرپرست گروه موسیقی «آرون» از لغو کنسرت این گروه در مشهد خبر داده و در یادداشتی که در ایسنا منتشر شده آورده است: از او خواسته اند لغو برنامه را با استفاده از واژه «اجرای پژوهشی» به جای کلمه «کنسرت» اطلاع دهند.

بدین ترتیب نه تنها اجرای کنسرت در شهر مشهد ممنوع است که استفاده از این واژه نیز مجاز نیست!
این خبر در ذهن نویسنده سخنان ناصر تقوایی کارگردان سرشناس ایرانی را به یاد می آورد که در خرداد ماه امسال ودرآیین تجلیل از خود و در خانه هنرمندان ایران گفت:« تا کنون سانسور، مضمونی بود اما امروز دیگر صحبت از مضمون نیست و به واژگان رسیده است و من این نوع سانسور را در طول تاریخ بشر سراغ ندارم. حتی شنیده ام دیوان اشعار بزرگان ما به‌خاطر استفاده از برخی کلمات ، به مشکل برخورده است.»

امروز یک شخص یا یک نهاد از واژه کنسرت خوشش نمی آید و فردا دیگری خود واژه موسیقی را برنمی تابد. اما چه کسی این صلاحیت را به برخی داده که دست به واژه تکانی بزنند و بگویند از چه کلمه ای خوش شان می آید و از چه کلمه ای نه؟

اوایل انقلاب آقایی به نام مصطفی داوودی رییس سازمان تربیت بدنی شد و گفت از کلمه «جام» خوشش نمی آید و بد آموزی دارد و مردم را به یاد جام شراب می اندازد.

هر چه گفتند دیوان شاعران و عارفان ما نه تنها پر از «جام» است که از « می » نیز سخن به میان آمده به خرجش نرفت که نرفت و در نتیجه «جام تخت جمشید» تبدیل شد به «مسابقات فوتبال- بزرگداشت شهدای 17 شهریور». به او گفتند می توان یاد شهیدان 17 شهریور را در همان جامی که در نهایت به تیم قهرمان اعطا می شود زنده نگاه داشت و «جام» معادل «کاپ» است و اگر نگوییم جام دست آخر به آنچه هدیه می دهیم چه بگوییم؟!

او اما با کلمه «جام» مشکل داشت و جام شد بزرگداشت. یکی دیگر در تلویزیون اعلام کرد «آگهی» مربوط به فرهنگ سرمایه داری است و ما آگاهی می دهیم و اسم آگهی را گذاشتند «پیام بازرگانی» که هنوزهم هست.

اگر تغییر کلماتی چون «بهره بانکی» به «کارمزد» یا «سود»، همچنین «رقص» به «حرکات موزون» توجیه شرعی دارد و برای کاهش حساسیت هاست معلوم نیست « کنسرت» چه ربطی به « اجرای پژوهشی» دارد و با کلمات چه کار دارند؟

کنسرت، کنسرت است. ابداع و اختراع ما هم نیست. امروز این کلمه را ممنوع می کنند و فردا لابد اگر در رمانی یکی نوشت «رفته بودم کنسرت» می گویند خط بزن و بنویس: رفته بودم اجرای پژوهشی موسیقی!

در شعر سهراب سپهری خوانده بودیم: «حمله لشگر پروانه به برنامه دفع آفات ، حمله دسته سنجاقک به صف کارگرلوله کشی ، حمله هنگ سیاه قلم نی به حروف سربی و دست آخر: «حمله واژه به فکِ شاعر» و همه را به حساب خیال پردازی شاعر می گذاشتیم و خصوصا آخری را که مگر می شود واژه به فک شاعر حمله کند؟ امروز اما واژه ها حمله نمی کنند. خود در معرض حمله هستند. برای واژه های فرهنگ لغات خود پناهگاه بسازیم!

افزودن نظر جدید